آگاهی

 

  آگاهی چرا راز است؟ پرداختن به این مفهوم شاید به نظر ساده برسد، ولی اینطور نیست.

آگاهی، هم بدیهی ترین چیزی است که می توانیم آنرا بررسی کنیم و هم دشوارترین.

بی جهت نیست که محققین و فلاسفه هزاران سال است با این مفهوم کلنجار می روند و آن ها کل این ایده را برای مدت های طولانی کنار می گذاشته اند یا از پرداختن به آن امتناع می کردند.

ولی ازآغاز قرن بیست و یکم آگاهی پژوهی رونق پیدا کرده است. روانشناساسی، زیست شناسی و عصب پژوهی که برای مواجهه با پرسش های دردسر ساز اعلام آمادگی کردند. ولی معنی آن این نیست که راز گشوده شده است، برعکس همچنان سر به مهر مانده است.

 آگاهی چه می کند؟ آیا بدون آن، می توانیم  همین شویم که هستیم؟

ممکن است آگاهی نوعی وهم و خیال باشد؟ سوزان بلکمور ( Susan Blackmore)  معتقد است که آگاهی توهم نیست و نشان می دهد که دانشمندان و فیلسوفان وقتی می کوشند فاصله عمیق میان جهان مادی و تجربه های شخصی ما را پر کنند با چه دشواری های عظیمی مواجه می شوند.

 

پس  بهتر است برای پرداختن به این مفهوم از مطالعه مغز و عملکرد آن شروع کرد ولی در حال حاضر از مفهوم آگاهی می گذریم تا در جایی دیگر.

 

 

ولی اگر بخواهیم کلمه آگاهی را معنی کنیم ،مطلع و هوشیار بودن، با خبر شدن و … .

 آنچه مدنظر است، دستیابی به اطلاعاتی است که  می تواند به ما کمک  و بستری را آماده کند تا مجهز تر  در راه و مسیر انتخاب شده، حرکت  کنیم.

برای هدف گذاری و رسیدن به آنچه دلخواهمان است، نیازمندجمع آوری اطلاعات، بایدها و نباید ها و ابزارهای لازم والبته کسب مهارت برای استفاده بهینه از این ابزارها و در یک کلام شناخت کافی از مسیر ،( نقشه راه) داریم.

 مسیری که حتما با فراز و نشیب های خاص خود  همراه خواهد بود و این اطلاعات می تواند  کمک کننده باشد تا راحت تر سختی های راه را یکی پس از دیگری پشت سر بگذاریم و به آنچه مورد نظرمان است، برسیم.

کوهنوردی را تصور کنید که  قطعا قبل از حرکت، اطلاعات مورد نیاز را، از مسیری که میخواهد طی کند و  به فتح قله بینجامد، بدست می آورد( از شرایط آب و هوایی، پایداری این شرایط،  برآورد زمان  احتمالی برای رسیدن به قله ، استراحتگاه های مختلف،تغذیه درست، و وسایلی که پای ثابت کوهنوردی و جزء لاینفک و جدا نشدنی از کوهنورد است، ابزارهای لازم برای طول این سفر تا در شرایط خاص بتواند از آنها کمک بگیرد، بشرطی که با کاربرد تک تک آنها آشنا باشد و مهارت لازم برای استفاده از آن ها را نیز بداند.

وقتی اطلاعات کافی باشد ایمان و اعتماد به مسیر در ما تقویت می شود ( اعتماد به نفس)،مطمئن تر گام هارا بر می داریم و شاید سریع تر از زمانبندی خود مان به هدف برسیم.

هر راه و مسیری که برای حرکت ، رشد و پیشرفت خودمان انتخاب می کنیم وابسته به این اطلاعات  و مجهز شدن و آگاهی کامل از طول مسیر. تا بتوانیم  به اهدافمان جامعه عمل بپوشانم و انجاست که پرچم را در قله به اهتزاز در می آوریم.

نکته:  بطور مداوم  و پر شتاب حرکت کردن ، جز خستگی مفرط و فرسایش ،هیچ دستاوردی برای ما نخواهد داشت.ولی آنچه پیشنهاد می شود اینکه باید در طول مسیر، زمان هایی را برای استراحت در نظر بگیریم و تجدید نیرو و انرژی کنیم تا برای ادامه مسیر همچنان پر انگیزه بمانیم، این یک تجربه شخصی است که اگر غیر از این باشد به یکباره همه چیز را رها خواهیم کرد و سرخورده می شویم… .

یک دیدگاه بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *